السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

131

تفسير هدايت (فارسى)

نيازمندان به راحتى بتوانند به آنان دسترس پيدا كنند ، در صورتى كه لئيمان ، براى گريز از فقيران و خواهندگان نيازمند ، در گوديها منزل مىكردند ، پس آنان نفسهاى خود را برترى مىدادند و تزكيه مىكردند ، و اينان نفسهاى خود را پنهان مىداشتند و دور از دسترس ديگران . [ 10 ] به همان گونه كه هر كس نفس خود را تزكيه و تطهير كند و از قيد و بندهايش برهاند به بلنديهاى كمال مىرسد ، و رستگار مىشود ، آن كس نيز كه خود را در باتلاق نادانى پنهان كند و زنجيرهاى بندگى مال و جاه او را در بند نگاه دارد ، نوميد خواهد شد و به هيچ يك از هدفهاى هستى خويش نخواهد رسيد . « وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها - و هر كس آن را پنهان كرده نوميد شد . » / 138 سؤالى كه پيش مىآيد اين است : چه رابطه‌اى ميان دسّ كه پوشيده داشتن است و ميان خيبة و نوميدى وجود دارد ؟ اينها دو تعبير سازگار با يكديگر است ، زيرا كه خيبت زيانى دور از انتظار است ، و زيانى نامحتمل نتيجهء خوددارى و در خود فرو رفتن و در به روى خود بستن است ، و نفس همچون تودهء بزرگى از گوهرهاى گرانبها است كه در زير توده‌اى از سنگ و شن پنهان شده است ، اگر بر حجم اين تودهء پوشانندهء گوهرها بيفزاييم ، چه چيز عايد ما مىشود ؟ وقتى كار ما سودمند است كه گوهرها را از جاى خود بيرون آوريم و چيزهاى بيگانه را از آنها دور كنيم ، تو نيز به همين گونه توده‌اى از موهبتها و فرصتها هستى ، و مىتوانى هر لحظه از لحظه‌هاى زندگى خود را براى بالا بردن نفس خود و رساندن آن به درجه‌اى از كمال مصرف كنى ، ولى اگر تسليم فشارها شوى و به چيزهاى بيهوده خود را مشغول دارى ، و براى خود عذر و بهانه بتراشى ، عمرت به بيهوده مىگذرد و اميدها و آرزوهايت همه باطل مىشود و بر باد مىرود . [ 11 ] و دسّ و پنهان كردن از هيچ به وجود نمىآيد ، بلكه برخاستهء از سلسله‌اى از علتها است ، و با طغيان آغاز مىشود كه صفتى ملازم با انسان است ، طغيان نتيجهء كبر و غرور ذاتى ، و اين يك ملازم با جهل است و شادمان بودن به آنچه نفس مالك آن است بدون توجه به اين كه از چه چيزها محروم است ! و از